منطقه امن

 

یا الله

یاالله یاالله یاالله یاالله یاالله یاالله یاالله یاالله یاالله یاالله

پيام هاي ديگران ()        link        پنجشنبه ۱۸ خرداد ۱۳۸٥ - افسانه

چراغ های رابطه خموش است !

 

مدتها ست که پنجره های رابطه رابستم که هیچ ،مدتهاست که درها را به روی خودم بسته ام .

حالا نه کسی می آید و نه کسی می رود ،

حالا هرروز روزی ۱۰۰۰ بار سرم به دربسته می خورد،

عزیزترینم ،نازنینم ،کلید این در فقط در دستان گرم توست ،

بیا نازنینم ،

بیا که صبوری از حد گذشت .

 

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ۱٧ خرداد ۱۳۸٥ - افسانه

کجاست گهواره من !

دلم تنگه ،دلم تنگه ،برای گریه کردن

کجاست مادر؟ کجاست گهواره من ؟

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ۱٧ خرداد ۱۳۸٥ - افسانه

فقط تو من رو ببوس !

زیر بارون تو منو ببوس
می خوام عاشق بارون باشم
توی سرما بغلم کن
می خوام عاشق سرمای زمستون باشم
توی گرما, اوج  آفتاب بگو که دوستم داری
من می خوام عاشق گرمای تابستون باشم
هر کجا دلم بگیره من می خوام یاد تو باشم
خدا اون روز و نیاره که یه روز از تو جدا شم
چه خوبه با تو همیشه موندن و پیر شدن
به هوای روز آشتی گاهی دلگیر شدن
دستامو بگیر تو دستات وقتی از تب میسوزم
من می خوام عاشق زندگی توی تب باشم
شب و نیمه شب بشین تنگ دلم
روز و دوست دارم و می خوام مرده ی شب باشم
بهترین بوسه رو بگذار واسه ی خداحافظی
من می خوام منتظر لحظه ی رفتن باشم
آخه شوق دیدنت همیشه هست
من میخوام شاهد اشک شوق رفتن باشم
هر کجا دلم بگیره من می خوام یاد تو باشم
خدا اون روز و نیاره که یه روز از تو
جدا شم

 

پيام هاي ديگران ()        link        شنبه ۱۳ خرداد ۱۳۸٥ - افسانه

دیگه بسه

  ...  دیگه بسه برام عشق

        می خوام تنها بمونم

           واسه دل خودم بخونم ...

پيام هاي ديگران ()        link        شنبه ۱۳ خرداد ۱۳۸٥ - افسانه

بايد گذشت ،گذاشت و رفت ...

من هستم و ياد تو وخدای ما و نور شمع ،

شنيده بودم اگر سوالی را باصدای بلند از خدا بپرسی اين سوال در کائنات می چرخد و روزی صدای بلندی جواب سوال را می آورد :

فرياد زدم خدايا برايم روشن کن که من و زهير چرا جدا شديم ،برای چی آمد و از من چی می خواست ؟

پيام هاي ديگران ()        link        شنبه ۱۳ خرداد ۱۳۸٥ - افسانه

شادمهر چی کشیده بود !

موندن و سوختن و ساختن، همه یادگار عشقه

انتقام از تو گرفتن ،کار من نیست، کار عشقه !

پيام هاي ديگران ()        link        جمعه ۱٢ خرداد ۱۳۸٥ - افسانه

رویای من ، نفس بکش !

تو تنها رویائی بودی که واقعیت داشت ،

تو تنها رویائی بودی که نفس می کشید ،

حالاکه نیستی نه بهانه ای برای مبارزه دارم و نه بهانه ای برای ادامه دادن .

پيام هاي ديگران ()        link        جمعه ۱٢ خرداد ۱۳۸٥ - افسانه

سختش نکن ، خیلی ساده است

خیلی ساده است:

                                       فقط بهوونه تو رو دارم .

پيام هاي ديگران ()        link        جمعه ۱٢ خرداد ۱۳۸٥ - افسانه

من به لکه های پيرهنم می انديشم

 

 من به شرافت هایی می انديشم که بر باد رفتند ،

من به معشوق هايی می انديشم که به بيراهه رفتند،

من به ابتذال می انديشم  ،

من به اشک هايی می انديشم که زير پتو می بارند ،

من به چمدان هایی می انديشم که بسته می شوند  ،

من به آژانس هايی می انديشم که به فرودگاه می روند  ،

من به دروغ ،فريب و خيانت می انديشم  ،

من به زن هايی که بی صدا درد می کشند می انديشم  ،

من به ترک خوردن دل می انديشم  ،

من به سکوت ،انتظار و تاريکی می انديشم  ،

من به زن بودن وبه زن شدن می انديشم  ،

               من روز و شب به تو می انديشم و به زندگی بر باد رفته ام

پيام هاي ديگران ()        link        جمعه ۱٢ خرداد ۱۳۸٥ - افسانه

گناه کردم . گناهی پر زلذت !

 

پنج شنبه ۱۵ دی ماه ۱۳۸۴ ،واحد ۱۳ ،یه نیمکت دو نفره ،من وتو و خدا شاهد بر حضور عشق ما ،صدای اذان ،صدای تو ،عشق تو ،آینده ای روشن هر جور که تو می گفتی ایرا ن ،آلمان ،تهران یا کرمان ،چشم در چشم .سرم بر شانه تو .گرمای دستات .صدای قلب من .بوسه .بوسه .بوسه .بوسه .بوسه .درهم پیچیدن های عاشقانه .زمزمه .راز .نیاز .التماس  .گریه  در حالیکه گرم آغوشت بودم .باور اینکه زهیرت بودم .فریاد زدم که دوستت دارم .فریاد .فریاد .فراموشی زمان ومکان .فقط صدای تو .فقط چشمای تو .نوازش .بوسه .عشق .عشق .عشق ...

                                             زنی گناه می کند ...

هنوز پلیور مشکی من بوی تن تورو میده...

پيام هاي ديگران ()        link        پنجشنبه ۱۱ خرداد ۱۳۸٥ - افسانه

بوی تو

گر بوی تورا باد به منزل برساند جانم برهاند....

پيام هاي ديگران ()        link        پنجشنبه ۱۱ خرداد ۱۳۸٥ - افسانه

دلم ترکيد

خوش به حال اون هايی که هنوز با هم هستن ،

باهم قدم می زنن ،با هم به آينده فکر می کنن ،باهم تجربه می کنن ،نگران حال همديگه هستن ،روزی هزاربار بهم می گن که دوستت دارم ،باهم قهوه تلخ می خورن ،باهم شکلات می خورن ،باهم شام می خورن ،باهم می خندن ،باهم می رقصن ،برای هم گل می فرستن ،برای هم نامه می نويسن ،برای هم ناز می کنن ،برای هم نياز می شن ،باهم عشق می ورزن ،باهم عشق بازی می کنن ،بدن های گرم همديگه رو نوازش می کنن ،همديگه رو می بوسن ،توی گوش همديگه عاشقانه می خونن ...

تورا به خدا اگه هنوز باهم هستين قدر همديگه رو بدونين ..

آخ که دلم ترکيد ،آخ که ديگه تاب ندارم ،آخ که چقدر جات خاليه ...

پيام هاي ديگران ()        link        پنجشنبه ۱۱ خرداد ۱۳۸٥ - افسانه

آخه چرا ؟

همه ازم می پرسن مگه تو چی کم داشتی ؟

 

خوشگل نبودی ؟خوش هيکل نبودی ؟مهربون نبودی ؟دوسش نداشتی ؟ديوونه اش نبودی ؟نجيب نبودی ؟خونواده نداشتی ؟بی سواد بودی ؟مدرکت واسه اون کم بود ؟

باهاش لج کردی ؟باهاش کرمان نرفتی ؟باهاش آلمان نمی رفتی ؟بهش بی احترامی کردی ؟خونواده ات بهش بی احترامی کردن ؟بهش وفادار نبودی ؟بهش خيانت کردی ؟

                                                     و

من از خودم می پرسم مگه اون چی داشت که بخاطرش منو ،عشق بزرگمون و تمام عاشقانه هامون را انکار کرد و رفت ؟

دل کوچولوی من ،تو خجل نباش هرکس که بی سبب خيانت می کند بايد خجل باشد .

دل کوچولوی من صبوری کن ،صبوری ...

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ۳ خرداد ۱۳۸٥ - افسانه

دوستی می گفت :

 

اگه گفت دوست دارم تودوستش نداشته باش .

اگه گفت عاشقتم تو عاشقش نشو .

اگه گفت تو همه زندگيمي باورنکن .

چون يک روز بهت ميگه ازت متنفرم وتو باورت نميشه .

 

                                  زهير خانوم تو چرا خر شدی ؟


 

پيام هاي ديگران ()        link        دوشنبه ۱ خرداد ۱۳۸٥ - افسانه

اين روزا که تو رفتی :

 

خشم .فرياد .شکستن قاب عکس تو .

سيگار پشت سيگار .

انکار .کتمان .اينطور نبود .اونجا نبود .

اشک .ناله .

حرف مردم .سوال جوابای عمه خانم .

دل وامونده من فقط تو رو می خواد .

هنوز زخمام خوب نشده داره ازش خون می چکه .

آشفته ام .

خدايا کلام تو امين است .وعده های تو برای خوش کردن دل ما نيست ،خدايا به وعده هات وفا کن .

 

گريه در خواب .خوابيدن با گريه .

 

پيام هاي ديگران ()        link        دوشنبه ۱ خرداد ۱۳۸٥ - افسانه

برای دل خودم می نويسم :

   

                                     تو خجل نباش ،

                 هر آنکس که بی سبب خيانت می کند بايد خجل باشد .

پيام هاي ديگران ()        link        دوشنبه ۱ خرداد ۱۳۸٥ - افسانه